حیات نباتی زیر نور ماه
دلم را میسپارم دست تو دست تویی که میگویند نه دست داری و نه دل ولی دلداری را از همه ی این دراز دستان بهتر بلدی اگر فرق روز و شب فقط در گردش زمین است میخواهم این زمین هیچ وقت نچرخد میخواهم روزهایم همه شب باشند این طوری غصه ی دنیا توی دلم هوار نمیشود هر شب که از خورشید دور می مانم. طاقت ندارم دیگر نصیحتم می کنند، میگویند آسان میگذری از کنار مشکلات. نمیدانند چه سخت است آسان گذشتن. دلبندم! دارم باور میکنم هیــــــــــــــــــــــچ کس لایق دل بستن نیست گاهی از آدمای دور و برم خسته میشم گله و شکایتشونو میارم پیش تو. گاهی هم مثل الان از همون آدما خوبی هایی میبینم. کـه مطمئنم باعثش هیشکی نیست غیر تو -------------------------- پی نوشت: دوست دارم خدای خوب و مهربونم کوچک باش آنقـــــــــــــــــــــدر کوچک و سبک که باد تو را هرجا ببرد بزرگ که باشی هر جایی نمی توانی بروی در دلها جا نمیشوی دلم گرفته از این روزهای تلخ که با یک من عسل هم نمیشود خوردشان. روزهای سمجی که از یک تا هزار هم که بشماری تمام نمیشوند. ببخش که انقدر خود خواهم. دلم از این خرابی ها بود خوش زانکه میدانم خرابی چونکه از حد بگذرد آباد میگردد دیگر این پنجره بگشای که من، به ستوه آمدم از این شب تار... دیر گاهی ست که در خانه ی همسایه ی من خوانده خروس وین شبِ تلخِ عبوس می فشارد به دلم پای درنگ! هوشنگ ابتهاج ------------------------------------- تو دلم همش بلواست خدایا کمک کن صبح بیاد یه صبح قشنگ!
| Design By : Pichak |

